کشندگان هدايت
کشندگان هدايت همين دوستان او بودند که او را مائوس کردند. علوي بزرگ يک نفر شهوتي و خودخواه است . حقير ترين آدمي در نظر او منم و بزرگترين آدمي هدايت .
هدايت ناجوانمردي هايي داشت که بايد آن را حمل بر بي حالي او کرد.
رفتار او با شين پرتو که در هند از او چه پذيرائيهايي کرد . رفتار او با من در کنگره که حمايت نکرد و فقط نشسته بود که گلوي او به شکم او باد کنند تا خودش بزرگ بشود . وبزرگ علوي فکر نمي کرد اگر او بزرگ شود پس خودش چه عنواني خواهد داشت .
دستور زبان فارسي
چند استاد ( عبدالعظيم قريب , همايي , رشيد و فروزانفر )که امروز خواندم حقيقه افتضاح است
چقدر استادها بي سوادند . اما عبدالعظيم قريب را به زير قيد کشيده اند و او از همه بهتر مي داند و بهتر نوشته است دستورش را
بايد اگر عمري باشد (دستور به دستور ) را بنويسم که انتقاد اين کتاب باشد.
زن
بايد باور کرد زن خوب آدم را شاعر و زن بد فيلسوف مي گرداند
هيچ نقصاني به کمال شخص کمک نمي کند به استثناي زن . زن وجود ناقصي است که در کمال مرد و افکار او دخالت دارد
*
ديروز 11 مرداد 1333 نيما با خانم سيمين و آل احمد مسافرت کرد نيما با اتومبيل مهندس رضوي رفت . مهندس رضوي با او آشنا شد
گفت من سي و چند سال پيش شعرهاي آقاي نيما را مي خواندم ( قبل از سفر به فرنگ ) و هيچ چيز نمي فهميدم و هنوز هم نمي فهمم
نيما گفت: من از شعر خودم تعجب نمي کنم از شما بيشتر تعجب دارم که در مدت اين همه سال فهم شما تکان نخورده است . همه خنديديم
تعريف و تبصره
وقتي که مقدمه "تعريف و تبصره " را چاپ کردم آل احمد گفت : يک چيز بگم استاد بدت نياد . گفتم بگو . آنوقت آهسته به من گفت همان حرفهايي است که
در دو "نامه" زده اي گفتم : جوان با کمال ! مردم را دارم خرفهم مي کنم فهم کردن با پي در پي تکرار کردن.
مع الوصف اگر به متن رسيده بودم حرفهايي داشتم و خود مقدمه چشم انداز روحيه ي مردم بود
بلاغت
بلاغت در همه چيز هست . نه تنها در الفاظ . بلکه در وزن و قافيه هم هست
چه کنم
پروين با ناصر جنگيده است . اينک مهمان ما است . پروين گفت آدم از دست مردها نمي داند چه کار کند . گفتم من خودم يک مردم که نمي دانم از دست خودم چه کار کنم.
زندگي شخصي من
هر شب فکر مي کنم که مرده ام والا پس از شصت سال نبايد اين ناگواريها را ببينم.
منبع: کتاب یادداشتهای روزانه نیما- به کوشش سیروس طاهباز